توکسا

وزیر جهاد کشاورزی عذرخواهی کرد

وزیرجهاد کشاورزی با عذرخواهی از گندمکاران طلب کار از دولت به دلیل تاخیر در پرداخت پول گفت: بزودی پول این بخش تامین خواهد شد چراکه فصل کشت بوده و دوباره باید برای خریدن نهاده ها باید هزینه پرداخت کنند.
 
به گزارش ایرنا، محمود حجتی در حاشیه هیات دولت با تاکید بر اینکه پول گندمکاران هر چه زودتر پرداخت می شود، افزود: خوشبختانه 7 میلیون و 850 هزار تن گندم تا امروز خریداری شده که این مقدار به 8 میلیون تن خواهد رسید.

وی گفت: متاسفانه به خاطر مشکلاتی که در تامین نقدینگی پیدا شد حدود 7 هزار میلیارد تومان از وجه گندم را به گندمکاران پرداخت کردیم و حدود 2 هزار میلیارد تومان بدهکار هستیم.

حجتی خاطرنشان کرد: با توجه به تمهیدات دولت و همکاری بانک های دولتی و خصوصی امروز حدود 200 میلیارد تومان دریافت و در اختیار بانک کشاورزی قرار گرفت.

وی اظهارامیدواری کردکه وزارت جهاد کشاورزی بتواند روزانه این کار را ادامه دهد تا هر چه زودتر وجه گندم به کشاورزان پرداخت شود.

حجتی اظهارداشت: برغم کاهش بارشها خرید تضمینی گندم بیشتر شده است.

وی همچنین از تهیه طرح توسعه تولید دانه های روغنی ، برنج، پنبه ، شکر ، گندم و جو خبرداد و گفت : این طرح وقتی تصویب شود، ابلاغ خواهد شد.


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: وزیر جهاد کشاورزی عذرخواهی کرد
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور ۱۳۹۴ساعت 16:3  توسط   | 

کار زیبا از یک خیریه درباره نگاه جامعه به یتیم

موسسه خیریه امام هادی(ع) ، وجهه همت خود را تلاش برای رسیدگی به وضعیت کودکانی قرار داده است که سرپرست شان را از دست داده اند و یتیم خوانده می شوند. وجه تمایز این موسسه با سایر خیریه ها این است که موسسه امام هادی(ع)، علاوه بر رسیدگی مادی به وضعیت ایتام، سعی دارد از نظر فکری و روحی نیز این کودکان را تحت پوشش قرار دهد. همچنین تلاش برای تغییر نگرش جامعه به ایتام و انسانی تر کردن این نگاه، از دغدغه هایز این موسسه خیریه است.

به گزارش عصرایران، از همین رو، موسسه خیریه امام هادی(ع) با تولید انیمیشنی زیبا و حرفه ای به کارگردانی بهرام عظیمی، به موضوع یتیم پرداخته است. این اثر که «بابا» نام دارد هر چند در قالب انیمیشن، است ولی مخاطب اصلی آن بزرگسالان است.

به بهانه تولید این اثر، گفت و گویی انجام شده با «هادی محقق» مدیر این خیریه که می گوید: از دغدغه هاي ما در موسسه تغيير نگرش جامعه نسبت به موضوع خيريه و ايتام مي باشد. اساسا هر چيزي كه زيبا باشد مردم را به سمت خود جذب مي كند. تصوير ذهني كه در حال حاضر نسبت به كودك بدون پدر(يتيم) در جامعه ما وجود دارد تصوير زيبايي نيست. اگر شما چشمتان را ببنديد و بخواهيد يك كودك يتيم را تصوير كنيد احتمالا كودكي ضعيف با چشماني گريان، لباسهاي مندرس، موهاي ژوليده و تكه ناني در دست را تصور خواهيد كرد. اين تصويري است كه جامعه ما از يتيم ساخته است. اگر به كودك يتيمی که در جامعه است دقت کنیم، روزها به مدرسه مي رود و يا با دوستانش بازي مي كند؛ چگونه بايد با بازخوردهاي اين تصور كنار بيايد. اين تصوير غرور و شخصيت اين كودك را نشانه رفته. همه مي دانيم كه شيرازه شخصيت ما اعتماد بنفس و ترس در كودكي شكل مي گيرد و تا انتهاي عمر همراه ما مي ماند.

وی می افزاید: يك مثال كه نشان مي دهد تصوير فعلي از يتيم فاقد اصالت است و براي ما هم ملموس است كودكان شهداي جنگ تحميلي هستند. اين كودكان هم همگي يتيم بودند ولي در آن زمان آنچنان با هيبت و احترام از جايگاه اين عزيزان در جامعه ياد مي شد كه حتي ما كه در آن زمان بچه مدرسه اي بوديم افتخار مي كرديم بتوانيم مدرسه شاهد برويم و اين كودكان هم ابايي از اينكه بگويند پدرشان شهيد شده نداشتند. براستي جايگاه شهيد بالاست ولي بنظر من سفارشات در مورد يتيم در قرآن چيزي كمتر از جايگاه شهدا در كتاب آسماني ما ندارد.

محقق با بیان اینکه مهترين سرمايه هر انسان غرور آن است می گوید: شخصيت و بزرگ منشي او و اينكه بتواند با جامعه تعامل خوبي داشته باشد. ما در جامعه بايد سعي كنيم خانواده هاي تك والد از اين جهت لطمه اي نبينند.

مدیر موسسه مهر امام هادی (ع) در خصوص جایگاه یتیم در قرآن خاطرنشان می کند: قرآن در بسياری از آيات با احترام از ايتام ياد كرده. خيلي جاها خداوند خودش را حامي ايتام معرفي كرده و فرموده حتي به مال يتيم نزديك نشويد. از سويي ديگر بسياري از قوي ترين و بهترين بنده گانش را كه همانا انبيا و امامان ما هستند را از اين كودكان انتخاب نموده است.

محقق دلیل دیگر ورود به این نوع روایت هنری را چنین برشمرد: در ادبيات جهاني نيز براي جايگاه ايتام مقامي زيبا و دوست داشتني ترسيم شده است. اغلب شخصيت هاي اصلي و دوست داشتني معروفترين آثار ادبي جهان يتيم هستند. بينوايان(ويكتور هوگو) اليور تويست (چارلز ديكنز) آرزوهاي بزرگ(چارلز ديكنز) دختر كبريت فروش(هانس كريستين اندرسون) جودي ابوت(جين وبستر) و...

همه اينها بخاطر اين است كه وقتي يك كودك پدر خود را از دست مي دهد قبل از آنكه حامي اقتصادي خود را از دست دهد، حامي معنوي و تجلي همه آرزوها و غرور خود را از دست داده است. اغلب ما وقتي كودك هستيم پدرمان بزرگترين قهرمانمان است. بياد دارم وقتي كودك بودم بارها به پدرم مي گفتم بابا زور شما بيشتره يا خدا. اين حاكي از جايگاه معنوي پدر براي كودك است. اينكه پدر تكيه گاه كودك است. حال كودك چنين سرمايه اي را از دست داده. جامعه چه وظيفه اي در قبال آن دارد؟

flowplayer("player524860", "/media/player/flowplayer-3.2.18.swf",{ key: '#$530037e3adb23d53917', clip: { autoplay: false, autobuffering: false }, canvas: { backgroundgradient: 'none' }, onload : function() { this.unmute(); } });

مدیر موسسه مهر امام هادی (ع) بر این باور است که جامعه بايد تا جاي ممكن اين خلا را پر كند و با ارايه يك تصور ذهني زيبا از اين كودكان، غرور و آرامش را براي آنها تامين كند.

محقق می گوید: موسسه مهر امام هادي (ع) با توليد انيميشن بابا سعي در ارايه چنين نگاهی در قالب كيفيتي فاخر نموده است. در بابا يتيم قهرمان داستان ما است. همه مريم را دوست دارند. شايد در بخشي از فيلم گريه كنيد ولي دليل آن دلسوزي براي مريم نيست، بلكه دليل آن عشقي منبعث از ذات انساني مريم و فرشته است. شخصيت هاي اين اثر همگي پاك هستند. اسامي آنها مريم و داود است و از ديالوگ در اين اثر دوري شده تا در همه جاي دنيا همه مخاطبان بتوانند با آن احساس نزديكي داشته باشند. نام مريم و داود براي اديان ديگر نيز آشناست.

فرشته اي دوست داشتني كه نمادي از يك پيرمرد ايراني و فرزانه است از آسمان هبوط مي كند. شايد اين فرشته شما باشيد. فرشته اي كه بخاطر عشق به مريم از مقام فرشته بودن خود صرف نظر مي كند و آنقدر مي ماند تا داستان را براي نوه هاي خود بگويد.

محقق تاکید کرد: زبان هنر بسيار گويا و دلنشين است و ما اميدواريم اين انيميشن شروعي براي تغيير نگاه جامعه ما نسبت به فرهنگ یتیم پروری صحیح باشد.
عصر ایران ضمن پاسداشت این تلاش الهی، انسانی و هنری از کاربران خود می خواهد برای سهیم شدن در این کار نیک، انیمیشن "بابا" را برای دیگران هم ارسال کنند.


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: کار زیبا از یک خیریه درباره نگاه جامعه به یتیم
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور ۱۳۹۴ساعت 16:2  توسط   | 

ماجرای اسید پاشی به صورت یک مؤذن

تراژدی پاشیدن بی‌دلیل اسید روی افراد به همان فاجعه‌ای که مهر گذشته درمورد دخترهای اصفهانی رخ داد ختم نشد و این‌بار در سنندج ادامه پیدا کرده است. این اسیدپاشی در حالی برای یک مرد 64 ساله اتفاق افتاده که هیچ‌یک از مسئولان ارگان‌های مختلف، اطلاعات مسئولان دیگر را تایید نمی‌کنند.

ابراهیم زارعی، فرماندار سنندج درباره این حادثه به روزنامه «فرهیختگان» گفت: «یک اختلاف قدیمی بین دو همسایه بوده که منجر به این حادثه شده است.» این در حالی است که همسایه‌ای که از نظر فرماندار و بخشدار سنندج متهم به اسیدپاشی است اکنون در بازداشت نیست. ابراهیم زارعی گفت: «فکر می‌کنم متهم به نام «عزیز. م» با قید سند آزاد است چون آن‌طور که من از فرمانده انتظامی سنندج استعلام گرفته‌ام مظنون اصلی همین شخص است.» عزیز که از نظر طارق صلواتی بخشدار سنندج متهم این پرونده است در گفت‌وگو با «فرهیختگان» گفت: «من از این اسیدپاشی خبر ندارم.»

پنجشنبه هفته گذشته محمد 64 ساله که در حال رفتن به مسجد در خیابانی در سنندج بود ناگهان مورد حمله شخصی قرار گرفت و پس از آن به گفته خودش احساس کرد تمام صورتش در حال آتش گرفتن است و هیچ‌چیزی هم نمی‌بیند.
 فواد نجفی، پسر محمد درباره این حادثه گفت: «پدرم موذن است و برای گفتن اذان در حال رفتن به مسجد بود که این حادثه رخ داد.» پسر قربانی اسیدپاشی ادامه داد: «همسایه‌ها می‌گویند آن شب چراغ‌های کوچه از ساعت 12 شب خاموش بود در حالی که هر شب چراغ‌ها تا صبح روشن است و پدرم وقتی به مسجد می‌رفت راه خود را می‌دید.» فواد نجفی افزود: «پدرم می‌گوید کوچه در تاریکی مطلق بود و هیچ‌چیز دیده نمی‌شد و اصلا نتوانستم کسی که این کار را کرد، ببینم.»

امیدی به بینایی چشم چپ نیست


به گفته پسر قربانی، سوختگی صورت پدر به اندازه‌ای وخیم است که باید به سرعت جراحی پلاستیک انجام شود. از سوی دیگر پزشکان از به دست آوردن بینایی چشم چپ قربانی قطع امید کرده‌اند. طارق صلواتی، بخشدار سنندج درباره این ماجرا گفت: «اتفاق خاصی نیفتاده و اختلاف ساده‌ای بین دو همسایه قدیمی بوده است.» بخشدار سنندج در حالی از دست دادن چشم یک انسان را موضوعی ساده دانست که فرماندار این شهر نیز با تایید این موضوع، گفت: «فکر می‌کنم اختلاف بین عزیز و محمد نجفی منجر به این حادثه شده و برای اینکه بتوانم اطلاعات بیشتری بدهم باید با پلیس صحبت کنم که برای این کار 24 ساعت زمان نیاز است.»

محمد نجفی که این روزها در بیمارستان لبافی‌نژاد در خیابان پاسداران تهران بستری است، صبح دیروز برای عوض کردن پانسمان‌های صورت و شست‌وشوی زخم‌های ناشی از اسید به بیمارستان مطهری منتقل شد. فواد نجفی درباره پیگیری مسئولان گفت: «مسئولان پیگیر این پرونده نیستند و طوری برخورد می‌کنند که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است.»

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: ماجرای اسید پاشی به صورت یک مؤذن
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور ۱۳۹۴ساعت 16:2  توسط   | 

نرخ طلاق رو به ثبات می‌رود

«طلاق» اصطلاحی بسیار پرکاربرد در این روزهای اجتماع ایران. اصطلاحی که حالا بوی ترس و خطر برای مسوولان گرفته است. حالا خبررسانی مدام از آن و دلایلش، تابوی این موضوع را شکسته و از زیر پوست شهر به جلوی چشم جامعه قرار داده است. حالا آمارهای متفاوت و بیشتری به نسبت چند سال قبل ارایه می‌شود. آمارهای هر 19 ساعت یک طلاق و از هر سه ازدواج یکی منجر به طلاق می‌شود و افزایش میزان طلاق توافقی و... که این آخری نگرانی بیشتری برای مسوولان ایجاد کرده و برای کاهش آن برنامه‌های بیشتری از سوی دولت تدوین شده است. برنامه‌هایی که به اعتقاد برخی جامعه‌شناسان و روانشناسان برنامه‌های بی‌کاربرد و غیرمطابق با فرهنگ و عرف ایرانی است. دکتر محمدامین قانعی‌راد، رییس انجمن جامعه‌شناسی ایران و استاد دانشگاه به صورت موشکافانه عوامل افزایش طلاق به‌خصوص طلاق توافقی را بررسی و آسیب‌شناسی کرد. بخش نخست گفت‌وگوی وی با «جهان‌صنعت» به دلایل تازه افزایش طلاق، تاثیرگذاری عوامل اقتصادی، سیاسی و تکنولوژیکی پرداخته است.

به گزارش جهان صنعت، دکتر قانعی‌راد معتقد است کاهش حجم خانواده باعث شده کنترل و فشار خویشاوندی از روی زوجین برداشته شود و این امر استقلال جدایی را افزایش داده است.

چه عواملی باعث افزایش طلاق به خصوص طلاق توافقی در میان جوانان شده است؟ در مقایسه با دلایل طلاق در دهه گذشته وضعیت حالا به چه نحو شکل گرفته است؟


یکی از معضلات این روزهای جوانان این است که آنقدر تعداد فرزندان در خانواده‌ها کم شده که نسل بعدی بدون خاله یا دایی یا عمو و عمه بزرگ می‌شوند و اگر این مساله ادامه پیدا کند، خانواده هسته‌ای تا حدی از روابط خویشاوندی پیرامون خود خالی می‌شود. در واقع این خانواده خویشاوندی تبدیل به خانواده هسته‌ای صرف می‌شود. در بهترین حالت هرچه به سمت جلو پیش برویم یک پدر و مادر می‌ماند و یک فرزند. زن و شوهرها در خانواده‌های امروزی در مقایسه با خانواده‌های قدیمی که هر یک چندین برادرشوهر، برادر زن، خواهرشوهر، خواهر زن و... داشتند، دارد متفاوت می‌شود و شبکه ارتباطی با این وضعیت بسیار محدود خواهد شد. باید دید آیا این وضعیت به افزایش کیفیت زندگی می‌انجامد یا کاهش آن؟ از یک لحاظ گفته می‌شود سرمایه و ارتباطات اجتماعی برای انسان یک نوع حمایت محسوب می‌شود. از سویی دیگر یک مزیتی ایجاد شده آن هم اینکه اختلافات و درگیری‌های باجناق‌ها و جاری‌ها با یکدیگر یا خواهرشوهرها و عروس‌ها با همدیگر و... بسیار کاهش می‌یابد چون کسی برای درگیری وجود ندارد! مناسبات اجتماعی گسترده خانوادگی دو بعد داشت. یک بعد فراهم کردن ارتباطات و حمایت‌های عاطفی و بعد دیگر ایجاد اختلافات بود. هر دو به یک نحو در حال کاهش است. یک زن و مرد با مناسبات محدود با خانواده پدر و مادر خودشان می‌مانند و این باعث می‌شود کنترل اجتماعی هم، روی زن و مرد کاسته شود زیرا قبلا شبکه پیرامون زوج بودند که هم به خانواده شکل می‌دادند، هم در امور خانواده دخالت و هم پایداری و ثبات خانواده را حفظ می‌کردند و اجازه نمی‌دادند به راحتی منجر به طلاق شود. در واقع کنترل خویشاوندی روی خانواده هسته‌ای وجود داشت. البته این کنترل، خانواده را تا حدودی آزار می‌داد اما از سویی دیگر این گروه‌ها که به نوعی نماینده جامعه بودند، انتظاراتی را از زن و مرد جوان مطرح می‌کردند که زوجین ناچار بودند به این انتظارات پاسخ دهند. بر این اساس احساس می‌کردند تحت نظارت جامعه قرار دارند. به همین دلیل کمتر به ذهنشان می‌رسید که جدا شوند. ممکن بود به میزان زیادی هم با یکدیگر درگیر باشند و دعوا کنند اما به این راحتی به فکر جدا شدن از یکدیگر نمی‌افتادند.

مقصود شما این است که در آن دوران حضور تعداد بالای افراد خانواده در زندگی زوجین باعث ایجاد فشار روی آنها می‌شد که به راحتی به طلاق فکر نکنند؟


بله! شبکه خویشاوندی از بیرون در واقع همان چشمی بود که بر خانواده‌ها نظارت داشت و هم رفتارهای آنها را کنترل می‌کرد. معمولا کنترل اجتماعی از طریق بیان انتظارات نسبت به نقش‌ها صورت می‌گیرد. در آن دوران هم همیشه فکر می‌کردند به هر حال تحت نظارت گروهی قرار دارند و زوجین باید دایم به انتظارات آنها پاسخ گویند و در نقاطی هم که نمی‌توانند با انتظارات آنها خود را تطبیق دهند، درون خودشان می‌ریختند یا با همسرشان درگیر می‌شدند. ولی در نهایت این شبکه خویشاوندی زوجین را کنترل می‌کرد. به عنوان مثال در گذشته اگر فردی پنج باجناق داشت، همین رقابت با باجناق‌های خودش باعث می‌شد خانواده خود را حفظ کند زیرا وارد بازی شده است که مستلزم استمرار است. در واقع خود بازی باجناق‌ها باعث می‌شد پیوند خانواده‌ها با همه تنش‌های احتمالی آن حفظ شود. اگر یک باجناق همسرش را طلاق دهد درست مثل این است که در این بازی شکست خورده است. اگر آنها برای همسرانشان امکاناتی فراهم می‌کنند، این فرد هم باید همان کار را انجام دهد که از آنها عقب نماند. اگر آنها در جمعی به همسرانشان محبت می‌کنند، من هم باید حتی به ظاهر این کار را انجام دهم!

رفتارهایی که عنوان می‌کنید در گذشته عامل حفظ خانواده و مانع جلوگیری از طلاق بوده به نوعی نمایش محسوب می‌شود یعنی مردی فقط برای کم نیاوردن جلوی باجناق خود به همسرش توجه یا محبت می‌کرده. این از نظر شما درست بوده؟

زندگی نوعی نمایش است که در آن بر اساس انتظارات اجتماعی نقش‌هایی را ایفا می‌کنیم. زمانی که زنی چهار خواهرشوهر دارد و به نوعی با آنها رقابت دارد وارد بازی شده که سوژه آن، بازی همسرش است و نمی‌تواند سوژه را رها کند. در واقع زمانی که خانواده‌ای کم‌جمعیت است و فردی اعضای خانواده زیادی ندارد، این وضعیت علاوه بر راحت بودن و کاهش بسیار محسوس دخالت‌ها و انتظارات، مشکل‌ساز هم هست و برای تداوم خانواده عواقبی هم دارد. شبکه خویشاوندی که به آن اشاره کردم به استمرار خانواده کمک می‌کرد. خانواده‌ای که تنش هم داشت به نحو دیگری تنش‌های خود را برطرف می‌کرد. اما حالا که این کنترل از بین رفته، دیگر زن و مرد خودشان باید در مورد نقش‌ها و استمرارشان تصمیم بگیرند و انتظارات خود را به یکدیگر منتقل کنند. بر این اساس چنین خانواده‌ای ساده‌تر و با سرعت در معرض فروپاشی خواهد بود و زوجین راحت‌تر طلاق خواهند گرفت.
خانواده‌های جوان نسبت به گذشته کمتر زیربار تعهد فرزندآوری می‌روند و در صورت فرزند داشتن هم تمایلی ندارند زندگیشان را فدای فرزندانشان کنند. این مساله خانواده را محصور می‌کند و قلب خانواده فقط روابط زن و مرد با یکدیگر می‌شود. در این میان نه‌تنها نقش خانواده پدری زن و مرد در شکل دادن به خانواده کاسته می‌شود بلکه نقش نسل بعدی هم که فرزندان فرزندانشان است، در شکل‌گیری خانواده کاهش پیدا می‌کند چون هم تعدادشان کم است و هم افراد نسبت به نسل پیش از خودشان از فردگرایی بیشتری برخوردار شده‌اند که این کنترل هم از طرف گذشته از روی دوش زن و مرد برداشته می‌شود و هم از طرف آینده. گاهی اوقات ما از تعهداتی که نسبت به فرزندان و نسل‌های آینده‌مان داریم از سوی آینده کنترل می‌شویم. وابستگی که به نسل پیشین یعنی هم‌نسل‌های خودمان داریم هم ما را به گذشته پیوند می‌دهد. در واقع مجموعه اینها در حال کاهش است.

فکر می‌کنید با توجه به تجربه‌های مشابه کشورهای توسعه‌یافته که یکی از همین مسایلشان کاهش حجم خانواده است، وضعیت طلاق در کشور ما همین‌طور رو به افزایش خواهد بود یا به ثبات خواهد رسید؟


ما سال‌های گذار را طی می‌کنیم و به نظر من نرخ طلاق به ثبات خواهد رسید. افزایش بالای طلاق در این سال‌ها پیچیده و ویژه است به نحوی جامعه ما در حال پوست‌اندازی است. در ابعاد مختلف تغییرات هنجاری، ارزشی و فرهنگی شکل گرفته است. دلایل متعددی هم دارد. تحولات سیاسی و حتی میزان گسترش تکنولوژی را هم روی این پوست‌اندازی موثر می‌دانم.

آیا می‌توان گفت یکی از دلایل این کم‌تعهدی نسبت به فرزندآوری و داشتن فرزند زیاد به دلیل خستگی افراد از سختی‌هایی است که در دوران کودکی خود با تعداد زیادی بچه گذرانده‌اند و دیگر نمی‌خواهند فرزندان زیادی هم داشته باشند که نتوانند رفاه و معیشت و آینده و امکانات آنها را تامین کنند؟


نه آنقدر که تصور شود چون خانواده خودشان پرجمعیت بوده با دردسر زیادی روبه‌رو بوده‌اند زیرا همه‌اش هم دردسر نبوده، پیچیدگی بوده اما نه در این حد. امکانات کودکان الان بسیار بیشتر از آن دوران است. بسیاری از همنسلان ما در شلوغی خانواده‌ها و با اقوامشان خاطره‌های لذت‌بخش هم دارند.

تحولات اقتصادی به چه صورت باعث افزایش نرخ طلاق در جامعه شده است؟


در مورد تحولات اقتصادی در نسل قبل هزینه ازدواج از سوی شبکه خانواده(خویشاوندی) به‌راحتی تامین و تضمین شده بود، چه برای ازدواج و چه برای تهیه منزل اما همین هزینه‌ها هم‌اکنون بسیار افزایش یافته است. من پدران متعددی را دیده‌ام که برای هزینه ازدواج پسر یا تامین جهیزیه دختر ملک خود را فروخته‌اند تا هزینه‌ها را تامین کنند. برای اینکه بتوانند هزینه ازدواجی را تامین کنند باید درآمد ویژه‌ای داشته باشند. قبلا این‌طور نبود و ازدواج‌ها بسیار راحت بود و به پدر خانواده فشار زیادی وارد نمی‌شد. با استانداردهای تغییریافته زندگی و بالارفتن سطح انتظارات و امکانات مورد نیاز برای زندگی، روش‌های ازدواج هم تغییر کرده است. با موردی مواجه شدم که دامادی پس از عقد مختصر، سرمایه‌اش را که برای هزینه اجاره خانه و عروسی‌اش در سال بعد کنار گذاشته بود برای حفظ ارزش آن در دو شرکت از جمله پدیده شاندیز سرمایه‌گذاری کرد و هر دو شرکت ورشکسته شدند و همه سرمایه از بین رفت. بر این اساس اگر در پاسخ سوال شما که می‌گویید چرا میزان طلاق اینقدر افزایش یافته است، بگویم بخشی از اینها به فسادهای اقتصادی و اختلاس‌های هزار میلیاردی بازمی‌گردد، ممکن است بگویید اینها چه ارتباطی با همدیگر دارند؟! در واقع بخش زیادی از افزایش هزینه‌های زندگی ناشی از فساد است. فساد پدیده تورم‌زایی است. این رقم‌های بزرگ اختلاس ارزش‌های پول را از بین برد. یک زمانی شنیدن عدد سه هزار میلیارد برایمان عجیب بود اما به تدریج اینقدر این رقم‌ها را شنیدیم که برایمان این اعداد و فسادهای کنارش عادی شده که این اتفاق بسیار بدی است. این موضوع باعث افزایش هزینه‌ها در همه عرصه‌ها شده و به نوبه خود روی ازدواج و طلاق هم تاثیر گذاشته است. مهم‌تر از آن باعث کاهش شدید سرمایه اجتماعی و کاهش اعتماد مردم به یکدیگر شد و در واقع اعتماد ضربه بزرگی خورد. با این وضعیت هر مرد و زنی چطور می‌تواند به طرف مقابل خودش اعتماد کند که یک عمر پیوند زناشویی ببندد؟

این موضوع در خانواده‌های ثروتمند که شاید دغدغه معیشتی و اقتصادی ندارند اما مثلا زن و مرد چند سال با یکدیگر ارتباط دارند و بعد از ازدواج و شروع تعهد چند ماه بیشتر نمی‌توانند زیر یک سقف زندگی کنند، نیز مشاهده می‌شود. ارزیابی شما از دلایل این نوع جدایی‌ها چیست؟ آیا به دلیل نبود مسوولیت در دوران مجردی است؟


در این مساله ما از سویی با موضوع سنت روبه‌روییم که همان رابطه خویشاوندی است که خانواده را کنترل می‌کرد و از سویی دیگر عشق رمانتیک مطرح است که خودش دارای نیرو و انرژی است و روی رفتارهای فرد تاثیر می‌گذارد و برای فرد تعهد ایجاد می‌کند و در نقاطی خلاأهای سنت را پر می‌کند و نیازی نیست کسی از بیرون به افراد بگوید ارتباطش را استمرار بخشد؛ خودش به دلیل عشقی که دارد، آن ارتباط را تداوم می‌بخشد. زمانی که فردی به صورت ثبت شده و رسمی وارد خانواده‌ای می‌شود، دیگر عشق رمانتیک نمی‌تواند در چارچوب رسمی این نهاد ادامه یابد.

چرا؟ دلیل اصلی گمشده همین‌جاست. این دو نفر همان افراد قبلی هستند بدون تغییر نسبت به چند روز قبل از تعهد رسمی‌شان که عاشق یکدیگر بودند. فقط یک سند بین آنها امضا شده. این سند با ارتباط عاشقانه و دوست داشتن‌ها چه می‌کند؟


تا قبل از ازدواج محبت و عشق دوطرفه رفتار زوجین را تعیین می‌کرد اما حالا انتظارات سر برمی‌آورند. حالا به عنوان همسر در شرایطی که تحولاتی ایجاد شده از همسرش انتظاراتی دارد. شاید این انتظارات از سوی هر یک از زن و مرد مطابق با ساختار مردانه یا زنانه‌شان باشد و این وسط تعارضاتی خودنمایی کند که شاید پیش از این وجود داشته اما این بار در درون خانواده خود را نشان می‌دهد. تا پیش از این در یکدیگر ذوب شده بودند ولی حالا خانواده صحنه امتیاز گرفتن از طرف مقابل می‌شود! با تعهدات رسمی که مرد باید هزینه‌های زندگی همسرش را تامین کند، او را به سفر ببرد به نیازهایش پاسخ دهد و زن باید برای مرد غذا بپزد و کارهای خانه را انجام دهد. در واقع یکسری وظایف وارد ارتباطات عاشقانه قبل می‌شوند. قبل از آن ارتباط صمیمانه آمیخته به عشق بود. در سال‌های دورتر سنت علاوه بر تعیین وظیفه، کنترل هم روی آن وظایف انجام می‌داد. در این میان مرد یا زنی که وسط این وظایف افتاده و تعارضات بین او و همسرش آغاز شده، می‌گوید من اجازه ندادم که سنت برای من وظیفه تعیین کند و از زیر بار آن خارج شدم و خودم انتخاب کردم و تصمیم گرفتم، حالا تو می‌خواهی برای من وظیفه تعیین کنی که در خانه چه کنم؟ بحث دیگر این است که چارچوب رسمی خانواده چه مقدار می‌تواند عشق را استمرار ببخشد؟ در این میان می‌بینیم عشق به زودی تمام می‌شود و تفکیک نقش‌ها شکل می‌گیرد. عشق، نقش‌های مختلف را در یکدیگر ادغام می‌کند. در عشق من و تو وجود ندارد و ما مطرح است اما در خانه جدید، رابطه من و تو بر مبنای نقش‌هایی که از یکدیگر انتظار دارند، شکل می‌گیرد. حالا می‌خواهند انتظارات خود را نسبت به یکدیگر منعکس کنند. تا چندی قبل انتظاراتشان را از یکدیگر مطرح نمی‌کردند. فقط هر طرف سعی می‌کرد محبت خودش را به دیگری نشان دهد و در مقابل دیگری ازخود‌گذشتگی کند اما در زندگی مشترک رسمیت یافته هر کس به دنبال بازیابی (من) خود است. حالا همین فردی که در طی سال‌های اخیر علیه سنت هم شورش کرده و هیچ سلطه‌ای را نمی‌پذیرد و یاد گرفته که نپذیرد، ناگهان مواجه می‌شود با اینکه طرف مقابلش قصد دارد بر او سلطه پیدا کند. این نحوه مراوده فرد را شوکه می‌کند. در واقع چیزی که اصلا انتظارش را نداشت؛ واقعیت زمخت زندگی خود را نشان می‌دهد. زمانی که هر کسی ذهنیت متفاوتی از همسر خود دارد، دچار پیچیدگی‌های رفتاری بعد از ازدواج می‌شود. مهم‌تر از همه اینها، مدیریت تنش را هم بلد نیستیم. در واقع این جامعه است که باید طی فرآیند آموزش 30 ساله این نوع مدیریت را به ما یاد بدهد که زوج‌های جوان با کوچک‌ترین بحث و گفت‌وگوی بدون نتیجه‌ای به تنش و جدایی برنخورند و بتوانند رفتارهای خود را مدیریت کنند چون از کودکی این آموزش را فرا نگرفته‌ایم، دشوار است که بتوانیم زندگیمان را به درستی مدیریت کنیم. اگر افراد خانواده خود را براساس رابطه صمیمانه مبتنی بر تعهدات توافقی پایه‌گذاری کنند، این خانواده می‌تواند دوام و استمرار یابد یعنی از طرفی صمیمانه باشد و از طرفی هم تعهداتی مبنی بر گفت‌وگو و توافق وجود داشته باشد. در گذشته اگر اتفاقی بین زن و مرد تازه ازدواج کرده رخ می‌داد، همان شبکه خویشاوندی گسترده خواهران و برادران می‌آمد وسط دخالت و قضاوت اجتماعی و کنترل و حکم صادر می‌کرد و عروس یا داماد مجموعه انتظارات خانواده را می‌دید و می‌دانست چطور رفتار کند اما اکنون تنها صمیمیت و گفت‌وگو جواب می‌دهد.
مشکل همین است! در گذشته مشکلات که مطرح می‌شدند همین دخالتی که شما می‌گویید تاثیرگذار بوده با حرف زدن و عنوان شدن حل می‌شد. اما حالا اصلا اجازه نمی‌دهند مشکلات مطرح شود تا اینکه بخواهد با دخالت یا گفت‌وگوی اصولی حل شود. معمولا زوجین در این هنگامه‌ها فرار می‌کنند و از یکدیگر جدا می‌شوند.

الان آن ناظر وجود ندارد و چه کسی باید مشکل را حل کند؟ خودشان می‌خواهند بحث را مطرح و حل کنند اما چون دو تا «من» در درگیری وجود دارد، خیلی زود با یکدیگر دچار تعارض می‌شوند. نظام کنترل دیگر وجود ندارد و دو نفر راهی برای حل مشکلاتشان پیدا نمی‌کنند و جدا می‌شوند. از سویی دیگر بحث شکسته شدن اعتماد که مطرح شد، یک بار دیگر در اینجا عنوان می‌شود که فرد اعتماد بزرگی می‌کند و وقتی شکستی حاصل می‌شود احساس می‌کند آن اسطوره اعتماد از بین رفته است و احساس انتخاب اشتباه می‌کند. زمانی که در سطح اجتماعی اعتمادهای بزرگ می‌شکند، روی ناخودآگاه فرد تاثیر می‌گذارد. زمانی با عشقی وافر به یک نفر اعتماد می‌شود. وقتی در خانواده رسمی «من»‌ها بیدار می‌شوند، آن فرد رفتاری از خودش بروز می‌دهد که احساس می‌کند از اعتمادش سوء‌استفاده شده است. بنابراین سعی می‌کند همان‌طور که یک بار در صحنه اجتماعی خود را از زیربار سلطه و کنترل جامعه رها کرده، باز هم در خانواده خودش دست به چنین کاری بزند و همه چیز را رها کند و برود. بر این اساس در این شرایط خانواده وضعیت متزلزلی پیدا می‌کند.

در مورد تحولات سیاسی که روی مساله طلاق اثر گذاشت چه نظری دارید؟ در واقع چگونه تغییرات به‌خصوص از سال 88 به بعد باعث افزایش مقوله جدایی در جامعه ایرانی شد؟


به صورت کلی باید بگویم تحولات سیاسی باعث آزادی یک انرژی شد که در پی تغییر حوزه عمومی و اجتماعی بود. در واقع به دنبال دموکراتیزه کردن جامعه آن تغییرات حاصل و کمی بعد این انرژی با موانعی روبه‌رو و سرکوب شد. اما میل به تغییر با این سرکوب از بین نرفت. از این رو آن میل به عرصه حوزه خصوصی و مناسبات شخصی فرد با دیگران معطوف شد. برخی از کسانی که در سال‌های اخیر شاهد طلاق آنها بودیم شاید به نوعی خواهان تغییر در جامعه هم بودند و زمانی که نتوانستند آن تغییر را در حوزه عمومی اعمال کنند در مناسبات خودشان تغییر ایجاد کردند. به عنوان مثال کسانی می‌خواستند تبعیض جنسیتی در جامعه را تغییر دهند اما نتوانستند و این بار دیگر در خانواده خودشان هم نتوانستند آن را تاب بیاورند. در این شرایط آدم‌های اطراف شخص، موضوع تغییر و ابژه‌های مبارزه می‌شوند. به جای اینکه با نهادی کلان مبارزه کنند، سراغ افراد و مقیاس‌های محدود می‌روند. این موضوع آسیب‌زاست. اما شاید چشم‌انداز مثبتی هم بتوان از آن دید. زیرا در بسیاری مواقع، امور در سطوح کوچک هم باید تغییر کنند بنابراین این موضوع ممکن است نتیجه مثبتی هم داشته باشد. اما یک جایی هم ممکن است وارد شدن میل تغییر در سطوح خرد و کوچک، شکاف، بی‌اعتمادی و گسست در سطح کلی ایجاد کند و این می‌تواند آسیب زننده باشد.

ما با خبرها و تحلیل‌های زیادی از سوی به خصوص خبرگزاری‌های دولتی و غیرمستقل روبه‌رو هستیم که شبکه‌های اجتماعی و فعالیت بالا در آن را یکی از عوامل مهم طلاق عنوان می‌کنند. به راستی نقش تکنولوژی و پیشرفت آن و افزایش شبکه‌های اجتماعی در افزایش طلاق چقدر تاثیرگذار است؟


مجموعه این عوامل به شدت به هم پیوسته است و نمی‌توان فقط افزایش شبکه‌های اجتماعی و گسترش استفاده از تکنولوژی را عامل افزایش طلاق دانست. اما گسترش ارتباطات فرد را در یک فضایی قرار می‌دهد که گاهی اوقات ممکن است حس تنهایی او را کاهش دهد. بنابراین گاهی فرد در خانه خودش است و در وضعیت طلاق عاطفی با همسر خود به سر می‌برد. در شرایط غیر تکنولوژیکی ممکن بود که زن و مرد به جای پناه بردن به این برنامه‌ها با یکدیگر صحبت کرده و مشکلات خود را حل کنند. در شرایطی که سنت دخالت داشت و در فضای واقعی با حضور خانواده زن یا مرد ممکن بود مشکلات حل شود. اما الان در خانه هر کس به گوشه‌ای پناه برده و هر کدام عضو 10 شبکه ارتباطی هستند که پیغام می‌فرستند و هر کس سر در گوشی و تبلت خود دارد و این باعث می‌شود سنگینی فقدان روابط عاطفی و سردی مناسبات اجتماعی در خانواده را کمتر احساس کنند. اما وقتی فردی به ارتباط‌های پوچ پناه می‌برد هم از همسر خود طلاق عاطفی گرفته و هم با افرادی ارتباط برقرار می‌کند که در نهایت برای او هیچ چیز نیستند و از ارتباط با آنها هم دچار سرخوردگی مجدد می‌شود. در واقع می‌توان گفت این یک شیفتگی اولیه به شبکه‌های ارتباطی است که فکر می‌کنیم این مساله می‌تواند خلاء‌های ما را پر کند. تا اندازه‌ای این شبکه‌ها به تنهایی آدم‌ها کمک می‌کنند اما در بسیاری از مواقع پاسخگوی نیازهای ما نیستند. فعلا در حال حاضر در مرحله شیفتگی نسبته به این تکنولوژی‌ها هستیم و وقت زیادی از ما می‌گیرد و شبکه‌های اجتماعی ساعات زندگی را به هم ریخته‌اند. باید از این مراحل عبور کنیم و به نقطه‌ای برسیم که مطممئن شویم این شبکه‌ها همه خلاء‌های زندگی را نمی‌توانند پر کنند. در واقع تا زمانی که جای گزینی برای شبکه‌های مختلف اجتماعی ایجاد می‌شود و مردم از این شبکه به شبکه دیگری کوچ می‌کنند، این شیفتگی ادامه خواهد داشت. من معتقدم مناسبات اجتماعی را باید غنی‌سازی کنیم. چیزی که روز‌به‌روز تضعیف می‌شود و تاثیر خود را روی طلاق و خانواده برجای می‌گذارد. باید برنامه‌ای برای تقویت مناسبات و روابط روزمره افراد با یکدیگر در فضاهای واقعی ایجاد شود.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: نرخ طلاق رو به ثبات می‌رود
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور ۱۳۹۴ساعت 16:2  توسط   | 

سامانه موشکی تلاش کاملا بومی شد

سامانه موشکی تلاش، با حذف سامانه موشکی اس ۲۰۰ روسی و همچنین جایگزینی سامانه موشکی بومی صیاد ۳ در آن، کاملا بومی شد.

به گزارش تسنیم، روز شنبه هفته جاری نمونه جدیدی از سامانه موشکی تلاش توسط امیر فرزاد اسماعیلی فرمانده قرارگاه پدافند هوایی ارتش و به‌مناسبت دهم شهریور سالروز تشکیل این قرارگاه رونمایی شد.
این سامانه قادر است «رهگیری و درگیری» با اهداف را به طور توأمان انجام داده و با اهداف مختلف در ارتفاع متوسط و بالا مقابله کند که به گفته امیر اسماعیلی، این قابلیت، از قابلیت‌های فنی و پیچیده این سامانه موشکی است.
سامانه موشکی تلاش که شنبه هفته جاری رونمایی شد، حاصل تلاش‌های متخصصان کشورمان در جهاد خودکفایی قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیا(ص) و وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح بود.

لانچر پاتریوتی سامانه موشکی تلاش بومی
پیش از این و در سال‌های گذشته، سامانه‌های سه‌گانه تلاش با موفقیت تست و رونمایی شده بودند. تلاش 1 و 2، سامانه‌ای موشکی با به کارگیری موشک‌های بومی صیاد 2 و بهره‌گیری رادارهای بومی بود که در به‌روزرسانی و افزایش قابلیت‌های سامانه موشکی تلاش 2، ضمن ارتقاهای جانبی، سامانه موشکی اس 200 نیز با این سامانه تلفیق شد و سامانه جدیدی به نام سامانه موشکی تلاش 3 تست و رونمایی شد.
اما مهمترین ویژگی سامانه جدید موشکی تلاش به نسبت سامانه‌های موشکی تلاش 1، 2 و 3، این است که این سامانه نسبت سامانه‌های قبلی تلاش، کاملا بومی سازی شده است به نحوی که سامانه موشکی اس200 روسیه که به صورت تلفیقی و برای هدف قرار دادن اهداف برد بلند و ارتفاع بالا در سامانه به کار گرفته شده بود، از "سامانه سلاح" سامانه تلاش حذف شده است.

موشک صیاد 2
در واقع سامانه تلاش1 در ارتفاع پایین و متوسط، تلاش2 در ارتفاع متوسط به بالا و سامانه تلاش3 نیز در ارتفاع بالا با موفقیت تست شده‌اند. ناگفته نماند که در سامانه موشکی تلاش 1، احتمالا از موشک‌های قدیمی‌تر صیاد 2 استفاده شده ولی در سامانه تلاش 2، با به‌روزرسانی موشک‌های صیاد2، نمونه‌ جدیدی از این موشک با برد بیشتر برای ارتقایافتن برد موشکی سامانه، استفاده شده است لذا هر دو سامانه از موشک‌های صیاد 2 استفاده می‌کنند. نام سامانه موشک ارتفاع برد موشک تلاش 1 صیاد 2 پایین و متوسط  متوسط تلاش 2 صیاد 2 متوسط و بالا متوسط تلاش 3 صیاد 2 و اس 200 متوسط و بالا متوسط و بلند تلاش (تماما بومی) صیاد 2 و صیاد 3 متوسط و بالا متوسط و بلند
اما حالا برای دستیابی به رهگیری و انهدام اهداف در ارتفاع بالا و برد بلند، از یک سامانه موشکی ایرانی و بومی به نام "صیاد 3" به جای سامانه موشکی اس 200 استفاده شده است. البته اس 200 به صورت تلفیقی در سامانه تلاش 3 به کار گرفته شده بود ولی حالا موشک‌های صیاد 3، با سامانه موشکی تلاش ترکیب شده و جزئی از آن هستند و با استفاده از لانچرهای پاتریوتی شکل، از سامانه موشکی تلاش شلیک خواهند شد.
موشک صیاد 3، مدل ارتقا یافته موشک صیاد 2 است که برای نخستین بار، سال گذشته در نمایشگاه دستاوردهای وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح به نمایش درآمد.

موشک صیاد 3
موشک صیاد 2 نیز یک موشک پدافند هوایی برد متوسط و ارتفاع بلند است که براساس فناوری های روز دنیا طراحی شده و قادر است، انواع بالگردها، هواپیماهای بدون سرنشین و اهداف با سطح مقطع راداری کوچک و دارای سرعت و مانور بالا را در محدوده عملیاتی خود منهدم کند. صیاد 2، دارای موتور سوخت جامد بوده و با سیستم هدایت ترکیبی و قابلیت‌های عملیاتی بالا در سامانه موشکی تلاش به کار گرفته شده است.
خط تولید موشک پدافندی صیاد 2، در 18 مهرماه سال 92 با حضور سردار دهقان وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، افتتاح شده بود.
موشک صیاد 3 نیز یک موشک پدافندی است که تاکنون هیچ اطلاعاتی از آن منتشر نشده است ولی با توجه به جایگزینی آن به جای موشک‌های اس 200، احتمالا باید بردی معادل همان موشک‌ها را برای اصابت به اهداف در همان سطح (برد و ارتفاع) داشته باشد.


لحظه شلیک موشک صیاد 2
موشک‌های سامانه موشکی اس 200، 250 کیلومتر برد داشته و در برخی نمونه‌ها نیز، برد موشک‌ها به 300 کیلومتر نیز می‌رسد.
نکته دیگر اینکه، تغییراتی در خودروی حامل لانچرهای جعبه‌ای سامانه موشکی صیاد 3 نسبت به سامانه صیاد 2 ایجاد شده و همچنین لانچر موشک‌ها، به دلیل افزایش طول و قطر موشک صیاد 3 نسبت به صیاد 2، بزرگتر شده است.
نمونه جدید سامانه موشکی تلاش که کاملا بومی و ایرانی شده، از 5 بخش اصلی به شرح ذیل تشکیل شده است:
1- فرستند اطلاعات
2- روشن کننده هدف (سامانه کشف و رهگیری هدف)
3- واحد کنترل و مانیتورینگ
4- سکوی پرتاب (لانچر جعبه‌ای)
5- موشک‌های صیاد 2 و 3
هر واحد از سامانه موشکی تلاش بومی، از 3 خودرو حامل لانچر موشک‌ها و 2 خودرو کنترل (فرماندهی) و سامانه راداری، تشکیل می‌شود که بنابر نیاز، لانچرها نیز دو فروندی یا 4 فروند خواهند بود. موشک‌های صیاد 2 و 3 نیز از این لانچرهای به اصطلاح جعبه‌ای یا همان پاتریوتی به سوی هدف شلیک می‌شوند.
اگر چه هنوز به طور رسمی از برد، ارتفاع، نوع رادارها و دیگر ویژگی‌های به کار رفته در سامانه موشکی تلاش، جزئیاتی منتشر نشده است، اما استقرار این سامانه موشکی بومی که متحرک بودن آن بسیار در کارآمدی‌اش موثر است، در کنار سامانه‌های دیگر پدافند هوایی، قطعا توان پدافندی کشور را افزایش قابل توجهی خواهد داد.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: سامانه موشکی تلاش کاملا بومی شد
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور ۱۳۹۴ساعت 16:1  توسط   | 

وقتی ترافیک کار دست سیاسیون می‌دهد

روز گذشته، هئیتی متشکل از فعالان سیاسی و دانشگاهی جامعه لبنان که در ایران به سر می برند، با حضور در محل مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، با علی اکبر ولایتی دیدار کردند.

به گزارش میزان، روز گذشته، هیئتی متشکل از فعالان سیاسی و دانشگاهی جامعه لبنان که در ایران به سر می برند، با حضور در محل مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، با علی اکبر ولایتی دیدار کردند.

طی این دیدار، که فضای بسیار مثبتی بر آن حاکم بود، فعالان سیاسی و نمایندگان احزاب لبنان به بیان مشکلات حال حاضر در صحنه سیاسی کشورشان پرداخته و از ایران به دلیل نقش سازنده این کشور در ایجاد توازن در منطقه و مبارزه با تروریسم تقدیر کردند.

اما در کنار این روند سیاسی و دیپلماتیک، یک اتفاق جالب، توجه تمامی حضار و خبرنگاران را به خود جلب کرد.

بسام الهاشم، نمیانده هیئت لبنانی، در آغاز سخنان خود از ولایتی به دلیل آنکه "لباس کاملا رسمی" نپوشیده بود عذرخواهی کرد.

وی دلیل عذر خواهی خود را اینچنین بیان کرد "به علت ترافیک بسیار سنگین تهران، نتواسنتیم به هتل محل اقامت خود برگشته و لباس کاملا رسمی بپوشیم و از این بابت از شما عذرخواهی میکنم".

در این لحظه، ولایتی در اقدامی تحسین برانگیز که نشان دهنده فضای دوستانه و برادرانه این دیدار بود گفت: هیچ ایرادی ندارد، من هم کت خود را در می آورم!

این اقدام ولایتی بلافاصله با تحسین و تشویق تمامی حضار روبرو شد.

رئیس مرکز تحقیقات با این اقدام به این جمله خود که در آغاز دیدار با هیئت لبنانی گفته بود جامه عمل پوشاند مبنی بر اینکه "این جلسه از دید ما سیاسی و دیپلماتیک نیست بلکه دیداری دوستانه و برادرانه است".

وقتی ترافیک تهران کار دست سیاسیون می‌دهد

وقتی ترافیک تهران کار دست سیاسیون می‌دهد

وقتی ترافیک تهران کار دست سیاسیون می‌دهد

وقتی ترافیک تهران کار دست سیاسیون می‌دهد

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: وقتی ترافیک کار دست سیاسیون می‌دهد
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور ۱۳۹۴ساعت 16:1  توسط   | 

تغییر زبان فارسی در شبکه‌های اجتماعی

شهروند در گزارشی نوشت:

«حرف زدن» که می‌شود «حرفیدن»، «اصلا» که می‌شود «اصن» و «وضعیتی» که می‌شود «وعضی». این واژه‌های ناآشنا که نه، حالا به همراه تعداد زیادی از واژه‌های دیگر به آشناترین و پرکاربردترین واژگانی تبدیل شده‌اند که ایرانی‌های عضو شبکه‌های اجتماعی و شبکه‌های پیام‌رسان تلفن‌های همراه از آنها استفاده می‌کنند و آنها را حتی در متن‌های رسمی بیرون از فضای مجازی هم به کار می‌گیرند؛ ایرانی‌هایی که گفته می‌شود تعدادشان فقط در نرم‌افزار «تلگرام» به ٥‌میلیون می‌رسد و به گفته وزیر ارتباطات در نرم‌افزار «وی‌چت» به ٤‌میلیون نفر. این آمارها را اگر در کنار تعداد کاربران دیگر شبکه‌های اجتماعی موبایلی مانند «وایبر»، «واتس‌آپ» و «اینستاگرام» بگذارید و فیس‌بوک را هم به آن اضافه کنید، به رقم زیادی از تعداد کاربران ایرانی این نرم‌افزارها و شبکه‌ها می‌رسید که خیلی‌هایشان در یک موضوع با هم مشترکند؛ شکسته‌نویسی، استفاده از زبان محاوره برای انواع متن‌های جدی و شوخی و البته غلط‌نویسی واژه‌ها؛ در یک کلام، شلخته‌نویسی.

شاید آن زمان که سریال‌های طنز «پاورچین» و «شب‌های برره» از تلویزیون ایران پخش می‌شد و تا مدت‌ها اثر زیادی روی حرف‌زدن ایرانی‌ها به زبان و لهجه‌ای گذاشت که در واقعیت، به هیچ شهر ایران تعلق نداشت، کسی فکرش را نمی‌کرد که چند سال بعد آن‌قدر کار شبکه‌های ارتباطی و اجتماعی در تلفن همراه بگیرد که ایرانی‌ها را از صبح تا شب پای آنها به رد و بدل کردن متن‌ها و به‌ویژه جوک‌هایی بنشاند که آخرین موضوعی که در آنها رعایت می‌شود، درست‌نویسی فارسی است.
حالا اما به نظر می‌رسد‌ آش «شلخته‌نویسی» یا همان استفاده از واژه‌هایی که به‌عنوان روشی برای طنزپردازی، حروف آن عوض می‌شود و بی‌توجهی به اصول نوشتاری فارسی در شبکه‌های ارتباطی موبایلی آن‌قدر شور شده که صدای تعدادی از مسئولان، زبان‌شناسان و حتی معلمان مدارسی که هر روز با روش جدید املا و نوشتار دانش‌آموزان‌شان روبه‌رو می‌شوند، درآمده است.

«عحسن» به جای «احسن»؟


همین چند هفته پیش بود که «محسن مومنی‌شریف»، رئیس حوزه هنری از استفاده غلط از کلمات فارسی در نوشتار و گفتار ایرانی‌ها در فضای مجازی گله کرد و آن را «بیماری بی‌تعصبی به زبان‌فارسی» دانست. بعد از آن بود که در یکی، دو هفته گذشته، متنی در همین شبکه‌های ارتباطی موبایلی مانند «تلگرام» ردوبدل شد که در آن به ایرانی‌ها هشدار می‌داد به خودشان بیایند و به شکسته و غلط‌نویسی پایان دهند؛ متنی که پایین آن نام یک جامعه‌شناس درج شده؛ فردین علیخواه. او در این متن از ایرانی‌ها خواسته که «لطفا هرطور عشق‌شان می‌کشد ننویسند» و گفته است: « چند روز قبل با چند نفر از همکاران درباره سبک نگارش در ورقه‌های امتحانی صحبت می‌کردیم. همه اشتراک نظر داشتیم که هر‌سال وضع نگارش عجیب‌تر می‌شود. از معلمان دبیرستان هم این موضوع را شنیده بودم . این‌که زبان نوشتن؛ محاوره‌ای و غلط‌های املایی هم بسیار زیاد شده است. نکته جالب آن‌که یکی از معلمان دبیرستان تعریف می‌کرد که وقتی به دانش‌آموز می‌گویم به جای «اصلا» یا «اصلن» ننویس «اسن»، پاسخ او آن بود که همه جا این‌طور می‌نویسند. وقتی می‌پرسم منظورت از همه جا کجاست؟ می‌گوید: تلگرام و دیگر شبکه‌های اجتماعی. دوست دیگری تعریف می‌کرد که چون عمل نوشتن در این روزها فقط به تلگرام محدود شده است، چند روز قبل در یک نامه اداری دچار تردید شده بود که بین «لطفا»، «لتفن» و «لودفن» کدام یک درست است؟ واقعیت آن است اگر همین‌طور پیش برویم در چند‌ سال آینده زبان‌ فارسی نابود خواهد شد. به این کلمات توجه کنید:  «عحسن»، «جک»، «این ب اون در»، «مصلا» و «عمانت.» می‌بینید که هیچ قاعده مشخصی در بکارگیری این کلمات وجود ندارد. مثلا «خواهش» به «خاهش» تبدیل می‌شود و «جوک» به «جک» بعضی‌ها «لطفا» را «لطفن» و بعضی‌ها هم «لدفن» می‌نویسند. می‌توان نوشتن «اینقد» به جای این‌قدر یا «فک کنم» به جای «فکر کنم» را درک کرد ولی «عحسن» به جای «احسن» را نه. یک مطالعه نشان می‌دهد که بعضی از اعضای شبکه‌های اجتماعی چون حوصله استفاده از نشانگرهای تصویری (استیکرها) را ندارند، سعی می‌کنند لوندی، شیطنت، شوخ‌طبعی و طنازی خود را با دست بردن در نحوه نگارش کلمات نشان دهند. کاش بتوانیم دقت کنیم و این کار را نکنیم.»

«اینطوری راحتیم، پس اینطوری می‌نویسیم»


برگه‌های امتحانی و املاهای دانش‌آموزان، شاهد خوبی برای ماجرای غلط‌نویسی و شیوه جدید کلمات فارسی‌اند. حالا روزبه‌روز به تعداد دانش‌آموزانی اضافه می‌شود که به دلیل استفاده زیادشان از «تلگرام» و... شیوه رسمی نوشتن‌شان را به شیوه‌ای که هر روز در این شبکه‌ها با آن مواجه‌اند، تغییر می‌دهند. آنها می‌گویند وقتی می‌شود مثلا «می‌خواهم» را «می‌خاهم» نوشت و خوب هم آن را خواند، دلیلی ندارد یک «واو» اضافه بگذارند. «محمدامین» که در ‌سال تحصیلی جدید به کلاس سوم دبیرستان می‌رود، یکی از آنهاست. او را که می‌توان به راحتی با لقب «گیک» یا «معتاد به نت» شناخت به «شهروند» می‌گوید  خودش و هم‌سن و سال‌هایش هر طور که راحت باشند، می‌نویسند و شکل نوشتاری درست کلمات برایشان مهم نیست: «ما شبانه‌روز از گوشی‌هایمان استفاده می‌کنیم و در متن‌هایی که برای هم می‌فرستیم هرطور که راحت باشیم، حرف می‌زنیم. الان بیشتر متن‌هایی که می‌خوانیم و برای هم می‌فرستیم با روش‌های جدید نوشته می‌شوند و خودم و بیشتر دوستانم به جز این نوشته‌ها، متن دیگری مانند کتاب‌های غیردرسی و... نمی‌خوانیم  ولی در کل فکر می‌کنم که چه اشکال دارد هرطور که راحتیم بنویسیم؟ به کجای دنیا برمی‌خورد؟»

حالا چند سالی می‌شود که تعدادی از کارشناسان آموزشی و حتی مسئولان آموزش‌وپرورش درباره وجود نداشتن یک زنگ رسمی برای انشا و کتابخوانی در مدارس گله می‌کنند؛ مثلا همین دو روز پیش بود که «مهدی علی اکبرزاده»، مدیرکل فرهنگی و هنری آموزش‌وپرورش گفت که زنگ انشا و کتابخوانی در مدارس مغفول مانده است:  «زنگ انشا و کتابخوانی در مدارس اجرا می‌شود اما به‌طور رسمی تبدیل به یک زنگ نشده است؛ چرا که نیاز به تصویب شورایعالی آموزش‌وپرورش دارد. اگر قرار باشد انشا و کتابخوانی تبدیل به زنگ شوند، باید مورد بررسی کارشناسان قرار گیرد، البته این امر درحال انجام است و اگر شورایعالی آموزش‌وپرورش بررسی کند و به معاونت پژوهشی ابلاغ شود، به‌صورت رسمی در مدارس اجرا خواهیم کرد.»

آسانی دسترسی، آسانی تغییر در گفتار و نوشتار فارسی


می‌شود یک «کلیک» کرد و تمام؛ حالا در صفحه خانه تلفن‌همراه هم «تلگرام» نصب شده، هم «وایبر»، هم «واتس‌آپ»، هم... . حالا دیگر همه روی این موضوع توافق دارند که این روزها راحت‌ترین کار در فضای مجازی، اضافه کردن نرم‌افزارهای مختلف ارتباطی در تلفن‌های همراه است. برای همین هم هست که تغییر در نوشتار فارسی در این تلفن‌های همراه به راحتی هرچه تمام‌تر پیش می‌رود؛ موضوعی که به نظر می‌رسد یافتن راه‌حلی برای آن چندان آسان نیست.

«سعید عریان»، رئیس سابق موسسه زبان و گویش و زبان‌شناس در گفت‌وگو با «شهروند» شیوه جدید نوشتار فارسی را یک موضوع پیچیده می‌داند: «بیشترین تأثیر را دراین‌باره کسانی دارند که متولی این موضوع هستند و کاری نمی‌کنند. مقصرها فقط جوانان نیستند، خط ما میراث ملی ماست. چیزی نیست که در ١٠‌سال گذشته به دست ما رسیده باشد. خط فارسی ما موبایل نیست که هر استفاده‌ای که خواستیم از آن کنیم. هزاران‌ سال است که زبان و نوشتار ما این است. شما ببینید تا به حال چقدر آثار مکتوب به این خط نوشته شده و حالا نحوه نوشتار فارسی آرام‌آرام تغییر فرم و ماهیت می‌دهد، آن هم به دلیل استفاده بیش از حد نسل جدید از شبکه‌های ارتباطی موبایلی.»  او ادامه می‌دهد:  «مسأله خط با زبان فرق می‌کند؛ با وجود این‌که این دو خیلی به هم نزدیکند. آنها دو پدیده‌ای‌اند که کاملا جوهره متفاوتی با هم دارند. بزرگترین اتفاقی که می‌تواند بیفتد این است که ماهیت آنها را یکی ببینیم، وقتی خط دارد آسیب می‌بیند، فکر کنیم زبان هم آسیب می‌بیند و بعد برای یکی از آنها کاری انجام می‌گیرد، فکر کنیم به هر دوی آنها نافذ نیست و این بزرگترین آسیب است. زبان پدیده دیگری است و ساعت‌ها باید روی آن بحث شود. خط هم همین‌طور است، پدیده دیگری است و خیلی آسیب‌پذیرتر از زبان است، آن‌قدر آسیب‌پذیر است که با وجود تصوری که وجود دارد و به‌رغم ماندگاری‌اش در طول زمان، بسیار در معرض خطر است. ما در این سال‌ها دیده‌ایم که می‌شود خط یک ملت یک‌شبه عوض شود و اصلا نمی‌شود جلوی آن را گرفت. عارضه‌ای که امروز خط فارسی دچار آن شده به معنای واقعی کلمه عارضه است و علت‌های آن زیاد است. وقتی مسأله‌ای کنترل نشود  همین‌طور می‌شود.»

این زبان‌شناس می‌گوید خط فارسی به دلایل فنی با محیط نت و فضای مجازی سازگار نیست:  «مثلا خط فارسی، خطی است که حروفش و  نشانه‌های نوشتاری‌اش از دو طرف قابلیت اتصال ندارند و مثل انگلیسی و خطوط لاتین نیست. هر کدام از دو طرف قابلیت اتصال دارند ولی در خط فارسی همه حروف این‌طور نیست، الف به بعد خودش نمی‌چسبد ولی به قبل خودش می‌چسبد. دال هم همین‌طور، این یعنی کلمه‌ای که به دال ختم شود و این کلمه مرکب باشد، این دال به حرف بعد از خودش نمی‌چسبد مثلا واژه خردمند، ر به دال و دال به میم نمی‌چسبد. خط این‌جا دارد فاصله‌ای را به دال و میم   تحمیل می‌کند ولی کامپیوتر این فاصله را درک نمی‌کند. کامپیوتر پدیده‌ای است که یک زبان بیشتر نمی‌فهمد و آن زبانی است که برایش تعریف شده و نمی‌توان دو تا فاصله را برای آن تعریف کرد. اینها سبب می‌شود وقتی یک متن کامپیوتری را به فارسی می‌فرستند، می‌بینیم که قابل خواندن نیست و چهار تا حرف را به هم چسبانده‌اند.»

نوشتن به زبان محاوره‌ای، موضوع دیگری است که این زبان‌شناس درباره آن حرف‌ها دارد: « زبان فارسی یکی از زبان‌های نادری است که فاصله‌ای که بین صورت گفتاری و نوشتاری آن وجود دارد، خیلی زیاد است. یعنی عملا مجبوریم به گونه‌ای حرف بزنیم و به گونه‌ای دیگر بنویسیم. این فاصله اگر مدیریت نشود و فاصله کم شود، همین اتفاق می‌افتد. آدم‌ها همان‌طور می‌نویسند که حرف می‌زنند. این فاصله را باید توجیه می‌کردند ولی نکردند. بچه امروز، بچه ٣٠‌سال پیش نیست که سوال نداشته باشد و هرطور که ما خواستیم عمل کند. بچه امروز می‌گوید چرا باید بنویسم کتاب را به من بدهید ولی بگویم کتاب رو به من بده. نگاه ما به زبان بسیار سطحی است و فکر می‌کنیم زبان پدیده‌ای است که مردم از روی عادت به کار می‌برند و اصلا نیاز نیست کنترل شود. در فضای مجازی می‌بینیم که ص را با س و ث قاطی می‌کنند و می‌گویند چه فرقی می‌کنند. به‌طور دقیق و مشخص چیزی حدود ١٠٠ دهه از زمانی که به‌طور جدی می‌خواستند تغییر خط در زبان فارسی بدهند، گذشته ولی الان دارند موفق می‌شوند. آدم‌های بسیار سرشناس در پی تغییر خط بوده‌اند ولی حالا که این تغییر دارد اتفاق می‌افتد، به این نتیجه رسیده‌اند که از راه دیگری باید وارد شوند. این اتفاق ساده‌ای نیست چون بیشتر نسل جوان با آن سروکار دارد و کم‌کم نمی‌شود جلوی آن را گرفت.»

نقل‌قول‌های قلابی، منتسب به بزرگان ادب


حتما همین یکی، دو ‌سال پیش را یادتان است که شبکه‌های اجتماعی پر شده بودند از متن‌های ادبی مختلفی که به یکی از بزرگان ادبیات فارسی منتسب می‌شد؛ متن‌هایی که کم‌کم از حالت جدی درآمد و به یکی از سوژه‌های اصلی برای ساخت جوک‌های مختلف تبدیل شد. این موضوع همچنان ادامه دارد و می‌توان آن را کنار دیگر آسیب‌هایی گذاشت که در نوشتار و گفتار در فضای مجازی دیده می‌شود.

«افشین یداللهی»، ترانه‌سرا دراین‌باره به «شهروند» می‌گوید: «فضاهای مجازی برای بعضی افراد تبدیل به مرجع شده است، یک مرجع غلط. لایه اولش نوع نوشتار است، فکر می‌کنیم اگر این‌طوری نوشته شود، بهتر است. مثلا به جای کسره، ه می‌گذارند یا سپاسگزارم را با ذال می‌نویسند. این موضوع نشان‌دهنده این است که کاربران شبکه‌های مجازی برای خودشان تفکری برای ارزیابی مسائل دور و برشان در فضای حقیقی و مجازی ندارند و به همین دلیل به منابع درست رجوع نمی‌کنند. این کاربران اینها را در مدرسه خوانده‌اند اما همین‌که می‌بینند دیگران این‌طوری می‌نویسند، آنها هم همین کار را می‌کنند. از طرف دیگر رسم‌الخط زبان محاوره مدت‌هاست چاپ شده و توسط ترانه‌سراها به کار می‌رود ولی نمی‌توان آن را برای همه متون استفاده کرد؛ آسیبی که این روزها دامن فارسی‌نویسان مجازی را گرفته است.» او ادامه می‌دهد: «در حال حاضر متن‌ها و شعرهای مختلفی در فضای مجازی وجود دارد که به شعرا و نویسندگان مختلف نسبت داده می‌شود مثل شریعتی و سیمین بهبهانی. حتی دیده‌ام شعری که نیمایی است به صائب تبریزی نسبت داده می‌شود. این نشان می‌دهد که تعداد زیادی از کاربران اینترنتی از حداقل اطلاعات هم برخوردار نیستند و این متون را بدون پالایش و ارزیابی برای دیگران می‌فرستند و بازنشر می‌شود. ما به این فکر نمی‌کنیم که فضای مجازی موبایلی مرجع موثقی نیست که هر موضوعی را هم‌ رسانی کنیم. ما قدرت تفکر را از خودمان سلب کرده‌ایم و فقط کورکورانه تبعیت می‌کنیم.»

«مهشید میرمعزی»، مترجم هم دراین‌باره می‌گوید:  «بعضی افراد گمان می‌کنند با اشاعه چند نقل‌قول از بزرگان ادبی و اندیشمندان مسئولیت فرهنگی خود را انجام می‌دهند. گاهی که در فضای فیس‌بوک و دیگر فضاهای مشابه پرسه می‌زنم با متن‌ها و نقل‌قول‌هایی مواجه می‌شوم که نه‌تنها از بزرگان ادبیات یا اندیشمندان نیستند، بلکه پر از غلط‌های املایی‌اند. این متن‌ها و نقل‌قول‌ها درحالی دایما از سوی کاربران به‌روز می‌شوند که هیچ‌کس تلاشی برای بررسی صحت و سقم آنها نمی‌کند.»  این مترجم معتقد است: «متاسفانه در متن‌های این شبکه‌های اجتماعی آن‌قدر غلط‌های املایی زیاد شده که گاهی به نوشته‌های نویسنده‌های معروف هم کشیده شده است. متاسفانه درحال حاضر کپی کردن متن‌ها سهم ما از تمام فعالیت‌های فرهنگی است. آنچنان که برخی از افراد در همین شبکه‌های اجتماعی با چند کپی از کار دیگران دچار توهم می‌شوند و به اسم نقد شروع به فحاشی به بزرگان می‌کنند؛ درحالی‌که نقد با فحاشی فرق دارد.»

همین حالا که این گزارش را می‌خوانید، متن‌های زیادی همچنان در شبکه‌های ارتباطی موبایلی درحال رد و بدل و هم‌خوان شدن هستند؛ متن‌هایی که نویسندگان‌شان بی‌اعتنا به آنچه اصول را می‌گوید و درست‌نویسی را، همچنان «یک» را «ی» می‌نویسند و حوصله درست نوشتن را ندارند.


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: تغییر زبان فارسی در شبکه‌های اجتماعی
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور ۱۳۹۴ساعت 16:1  توسط   | 

«اتحاد ملت» پروانه فعالیت ندارد

سخنگوی وزارت کشور، با بیان اینکه هنوز پروانه فعالیت حزب اتحاد ملت صادر نشده است، گفت: در صورتی که جواب استعلام برخی از اعضای شورای مرکزی این حزب منفی باشد، باید ترکیب شورای مرکزی فعلی آن ترمیم شود.

حسینعلی امیری در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به فرآیند تاسیس یک حزب گفت: فرآیند کار این‌گونه است که مجوز تاسیس حزب از سوی کمیسیون ماده ۱۰ احزاب صادر می‌شود، اما صدور این مجوز شرط لازم برای تشکیل حزب است و شرط کافی آن صدور پروانه فعالیت از سوی وزیر کشور است.

وی با اشاره به آخرین وضعیت حزب اتحاد ملت  اظهارداشت: تا آنجا که می‌دانم برای حزب اتحاد ملت مجور تاسیس از سوی کمیسیون ماده ۱۰ احزاب صادر شده اما تاکنون پروانه فعالیت صادر نشده است.

امیری همچنین در مورد استعلام از اعضای شورای مرکزی حزب اتحاد ملت گفت: اگر استعلام‌های یک تا چند نفر از اعضای شورای مرکزی اتحاد ملت منفی بود و اعضای این حزب محکومیت و محرومیت از فعالیت اجتماعی و سیاسی داشته باشند، ترکیب فعلی شورای مرکزی باید ترمیم شود.

سخنگوی وزارت کشور همچنین در مورد نامه وزیر کشور به شورای نگهبان برای برگزاری انتخابات الکترونیک افزود: ایرادهایی که شورای نگهبان به طرح الکترونیکی برگزار شدن انتخابات دارد، هنوز به ما اعلام نشده است.

وی خاطرنشان کرد: به دلیل آنکه وزارت کشور، شورای نگهبان را یگانه مرجع نظارت بر انتخابات می‌داند، دغدغه نظارتی آنان را کاملا بر حق می‌داند و هر ایرادی که شورای نگهبان به عنوان ناظر برگزاری انتخابات به روند انتخابات الکترونیک داشته باشد، ما آماده رفع آن ایرادات و شبهات خواهیم بود.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: «اتحاد ملت» پروانه فعالیت ندارد
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور ۱۳۹۴ساعت 16:1  توسط   | 

رزمایش "اقتدار ثارالله‌" برگزار می‌شود

رزمایش "اقتدار ثارالله‌" در هفته جاری برگزار می‌شود.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، رزمایش «اقتدار ثارالله» سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در هفته جاری برگزار می‌شود.

رزمایش «اقتدار ثارالله» با شعار "امنیت پایدار، اقتدار ملی، تجلی، همدلی و همزبانی( در سایه اصل قرآنی اشداء علی الکفار رحماء بینهم)" برگزار خواهد شد.

اهداف این رزمایش نمایش اقتدار و وحدت، ارتقای سطح امنیت و آرامش جامعه و بازدارندگی در برابر دشمنان اعلام شده است.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: رزمایش, اقتدار ثارالله‌, برگزار می‌شود
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور ۱۳۹۴ساعت 16:0  توسط   | 

تورم كالاهاي غيرقابل تجارت 19.9 درصد شد

درحالي كه تورم ميانگين 12 ماهه منتهي به تيرماه امسال 15.6 درصد توسط بانکی مرکزی اعلام شد، تورم كالاهاي غيرقابل تجارت به 19.9 درصد رسيده است.

به گزارش خبرنگار تابناک اقتصادی، بانك مركزي در يك تقسيم‌بندي كالاهاي قابل تجارت و غيرقابل تجارت را به تفكيك مورد محاسبه قرار داده و تورم هر گروه را جداگانه محاسبه كرده است.

در يك دسته بندي كلي مي‌توان اقلام مصرفي در بخش خانوارهاي هر كشور را به اقلام قابل تجارت و غيرقابل تجارت تقسيم كرد. اقلام قابل تجارت اقلامي هستند كه مي‌توانند در مكاني ديگر و دورتر از جايي كه توليد شده‌اند، به فروش برسد، بنابراين اين اقلام بالقوه داراي ويژگي صادرات يا واردات هستند.

عمده كالاهاي صنعتي، كشاورزي و نيز بخشي از خدمات، در دسته كالاهاي قابل تجارت جاي دارند و مسكن و نيز بخشي از خدمات در بخش توليدات غيرقابل تجارت جاي مي‌گيرند.

بر اساس اين گزارش تورم گروه قابل تجارت نسبت به ماه گذشته منفي و 1.5 درصد كاهش نشان مي‌دهد ولي كالاهاي غيرقابل تجارت يك درصد رشد نسبت به خرداد داشته است، همچنين تورم نقطه به نقطه اين دو گروه يعني كالاهاي قابل تجارت و غيرقابل تجارت به ترتيب 11.7 و 17.3 درصد گزارش شده است. 

كالاهاي غيرقابل تجارت كه معمولا شامل املاك و مستغلات است، در ايران همواره با رشد بيشتري از ساير كالاها مواجه بوده است. اين يكي از علائم بيماري اقتصادي است كه نخستين بار در هلند ديده شد و به بيماري هلندي شهرت يافت. اقتصاد ايران نيز سال‌هاست درگير بيماري هلندي بوده كه نشات گرفته از درآمدهاي نفتي است.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: تورم كالاهاي غيرقابل تجارت 19, 9 درصد شد
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور ۱۳۹۴ساعت 16:0  توسط   | 

مطالب قدیمی‌تر