عشق بی پایان...

عشق واقعی پایانی ندارد......

عشق بی پایان...

محدثه
عشق بی پایان... عشق واقعی پایانی ندارد......




سلام دوستان عزیزم!!به وبلاگ من خیلی خیلی خوش اومدین.

امیدوارم توی "
عشق بی پایان "  لذتی بی پایان داشته باشین.وبلاگ من از

 موضوع خاصی پیروی نمیکنه و در مورد مو ضوعات مختلفه.


راستی با تبادل لینک صد در صد موافقم!1اگه منو لینکیدین خبرم کنین تا

شما رو بلینکم!!



لطفا با لبخند وارد بشین و بدون نظر هم خارج نشین!!!


بی صبرانه منتظر حضور گرمتون هستم



تاريخ : پنجشنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 11:55 | نویسنده : محدثه |

تبریک سال نو....

سال نو می شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند

 

 

و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره…من…تو…ما…

 

 

کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟…پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟…

 

 

زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و

 

 

چون همیشه امیدوار وسال نومبارک…

.



تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳ | 10:55 | نویسنده : محدثه |

خدا.....

مادرم میگفت: شنیدم همسایه خیلی مومن است

 

نمازش ترک نمی شود ،زیارت عاشورا می خواند،روزه می گیرد ، مسجد می رود ، خیلی خداییست!

 

لحظه ای دلم گرفت...

 

در دل فریاد زدم باور کنید من هم ایمان دارم

 

نماز نمی خوانم ولی لبخند روی لبهای مادرم خدا را به یادم می آورد

 

دستان پینه بسته ی پدرم را دستان خدا می بینم

 

زیارت عاشورا نمی خوانم ولی گریه ی یتیمی در دلم عاشورا به پا می کند

 

به صندوق صدقه پول نمی اندازم ولی هر روز از آن دخترک فال فروش فالی را می خرم که هرگز نمی خوانم

 

مسجد من خانه ی مادربزرگ پیر و تنهایم است که با دیدن من کلی دلش شادمی شود

 

خدای من!نگاه مهربانیدوستی است که در غمها تنهایم نمی گذارد.

 

برای من تولد هر نوزادی ، تولد خداست وهر بوسه ی عاشقانه ای تجلی او.

 

مادرم...

 

خدای من و خدای همسایه یکی است فقط من جور دیگری او را می شناسم.

 

خدای  من دوست انسانهاست نه پادشاه آنها.



تاريخ : یکشنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۳ | 13:4 | نویسنده : محدثه |






از استادی پرسیدند:آیا قلبی که شکسته باز هم می تواند عاشق شود؟؟


استاد گفت : بله!!!


پرسیدند:آیا شما تاکنون از لیوان شکسته آب خورده اید؟؟؟


استاد پاسخ داد :آیا شما تاکنون به خاطر لیوان شکسته از آب خوردن


دست کشیده اید.



تاريخ : دوشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۲ | 21:13 | نویسنده : محدثه |

خدایا..................

خدایا تو را غریب دیدم و غریبانه غریبت شدم

 

خدایا تو را بخشنده پنداشتم و گنهکار شدم

 

خدایا تو را وفادار دیدم و هر کجا رفتم برگشتم

 

خدایا تو را گرم دیدم و در سردترین لحظات به سراغت آمدم

 

اما خدایا ... تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی؟؟؟؟؟



تاريخ : جمعه پانزدهم شهریور ۱۳۹۲ | 20:59 | نویسنده : محدثه |

هر چی دوس داری بپرس




تاريخ : دوشنبه سوم تیر ۱۳۹۲ | 16:20 | نویسنده : محدثه |

***مادر دوستت دارم***



گفتم مادر!........گفت:جانم



گفتم درد دارم!......... گفت:به جانم




گفتم خسته ام!........ گفت: پریشانم




گفتم گرسنه ام!....... گفت:بخور از سهم نانم



گفتم کجا بخوابم؟......... گفت:روی چشمانم




اما یکبار نگفتم،مادر من خوبم،شادم.....!!!!



همیشه از درد گفتم و رنج.......!!!!!





به سلامتی همه ی مادرای دنیا یه صلوات....





تاريخ : جمعه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۱ | 11:8 | نویسنده : محدثه |

دلتنگی...

nt3yje82wc2rb6o4vw6.jpg


بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست                    آه!بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست


مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب                    در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست


بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است                 مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست


باز می پرسمت از مسئله دوری و عشق               و سکوت تو جواب همه فاصله هاست       



"اللهم عجل لولیک الفرج"



تاريخ : جمعه بیستم بهمن ۱۳۹۱ | 12:13 | نویسنده : محدثه |

گاهی.....

گاهی با "یک" قطره لیوانی لبریز می شود.

.

گاهی با "یک" کلام قلبی آسوده آرام می گیرد.

.

گاهی با "یک" کلمه انسانی نابود می شود.

.

گاهی با "یک" بی مهری دلی می شکند.

.

مراقب "یک"ها باشیم،در حالی که نا چیزند،همه چیزند.....




تاريخ : پنجشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۱ | 19:5 | نویسنده : محدثه |
.: Weblog Themes By SlideTheme :.